آنچه خواهید خواند
- Nearfield و Farfield به زبان ساده چه هستند؟
- آیا Nearfield یعنی فاصله کمتر از 2 متر؟
- در Nearfield چه چیزی متفاوت میشنویم؟
- آیا Nearfield اثر اتاق را حذف میکند؟
- Farfield چه تفاوتی ایجاد میکند؟
- آیا Farfield یعنی صدای بلندتر و بیس بیشتر؟
- چرا نمیتوان هر اسپیکری را خیلی نزدیک گوش داد؟
- نقش Directivity یا جهتدهی صدا چیست؟
- Nearfield برای اتاق کوچک چرا انتخاب خوبی است؟
- Farfield برای چه محیطی مناسبتر است؟
- Midfield کجای این ماجرا قرار میگیرد؟
- فاصله مناسب از اسپیکر را چگونه پیدا کنیم؟
- آیا نزدیکتر نشستن همیشه بهتر است؟
- آیا دورتر نشستن صحنه صوتی را بهتر میکند؟
- Nearfield برای موسیقی بهتر است یا Farfield؟
- آیا هدفون نوعی Nearfield Listening است؟
- چند تصور اشتباه درباره Nearfield و Farfield
- Nearfield یا Farfield، کدام را انتخاب کنیم؟
- سوالات متداول درباره Nearfield و Farfield
- کلام آخر
شنیدن نزدیک میدان و دورمیدان چه تفاوتی دارد؟ تفاوت Nearfield و Farfield
شنیدن نزدیک میدان و دورمیدان دو تجربه متفاوت از صدا هستند که فاصله شنونده از اسپیکر و میزان تأثیر آکوستیک اتاق در آنها نقش مهمی دارد. ممکن است یک صدای اسپیکر را روی میز و در فاصله حدود یک متری بشنوید و احساس کنید کوچکترین جزئیات موسیقی کاملاً مشخص هستند؛ اما وقتی همان تجربه شنیداری را در یک اتاق بزرگتر و چند متر دورتر تکرار میکنید، صدا بازتر، گستردهتر و متفاوت به نظر برسد.
این تفاوت فقط نتیجه کم و زیاد شدن ولوم نیست.
فاصله میان اسپیکر و شنونده، میزان صدای مستقیمی که به گوش میرسد، بازتابهای اتاق و حتی نحوه طراحی خود اسپیکر، تجربه شنیداری را تغییر میدهند.
در دنیای صدا معمولاً از اصطلاحاتی مانند Nearfield یا میدان نزدیک، Midfield یا میدان میدرنج و Farfield یا میدان دور برای توضیح این شرایط استفاده میشود.
اما Nearfield دقیقاً از چند متر شروع میشود؟ آیا هر اسپیکر کوچکی Nearfield است؟ آیا Farfield همیشه صدای بهتری دارد؟ و مهمتر از همه، برای اتاق و سیستم صوتی ما کدام روش مناسبتر است؟
Nearfield و Farfield به زبان ساده چه هستند؟
در کاربردهای مربوط به اسپیکر و مانیتورینگ، Nearfield و Farfield بیش از آنکه صرفاً دو عدد ثابت برای فاصله باشید، دو وضعیت متفاوت شنیدن صدا هستند.
در شنیدن Nearfield یا نزدیکمیدان، شنونده نسبتاً نزدیک اسپیکر قرار میگیرد و سهم صدای مستقیم اسپیکر در چیزی که به گوش میرسد زیاد است.
در شنیدن Farfield یا دورمیدان، فاصله بیشتر میشود و در یک اتاق معمولی، بازتابهای دیوارها، سقف و کف سهم بیشتری از تجربه شنیداری پیدا میکند.
Genelec نیز هنگام انتخاب فاصله مناسب مانیتور، نسبت میان صدای مستقیم و صدای بازتابی اتاق را یکی از عوامل اصلی میداند و تأکید میکند که فاصله شنیدن باید متناسب با اسپیکر و محیط انتخاب شود.
| ویژگی | Nearfield | Farfield |
|---|---|---|
| فاصله شنیداری | نزدیکتر | دورتر |
| سهم صدای مستقیم | بیشتر | معمولاً کمتر نسبت به بازتابهای اتاق |
| تأثیر آکوستیک اتاق | کمتر، اما همچنان مهم | بیشتر |
| کاربرد رایج | میز کار، استودیوی خانگی، مانیتورینگ نزدیک | اتاق و استودیوی بزرگ، Main Monitoring |
| توان و SPL موردنیاز | معمولاً کمتر | معمولاً بیشتر |
| Sweet Spot | اغلب محدودتر و شخصیتر | میتواند برای فضای بزرگتر طراحی شود |
| نیاز به کنترل آکوستیک | مهم | بسیار مهم |
این جدول یک راهنمای کلی است، نه یک قانون مطلق.
آیا Nearfield یعنی فاصله کمتر از 2 متر؟
نه لزوماً.
یکی از رایجترین اشتباهها درباره تفاوت Nearfield و Farfield این است که یک مرز ثابت تعیین کنیم و بگوییم مثلاً:
«کمتر از 2 متر Nearfield است و بیشتر از آن Farfield.»
در عمل چنین مرز جهانی و ثابتی وجود ندارد.
فاصله مناسب به طراحی اسپیکر، اندازه و آرایش درایورها، توان خروجی، الگوی انتشار صدا، اندازه اتاق و ویژگیهای آکوستیکی محیط وابسته است.
برای مثال Neumann برای مانیتور KH 120 II که برای کاربرد Nearfield طراحی شده، فاصله شنیداری توصیهشده 1 تا 2 متر را اعلام میکند.
اما KH 420 همین شرکت، یک مانیتور Midfield است که برای فاصله کاری حدود 1.5 تا 3 متر طراحی شده است.
بنابراین حتی محدودههای Nearfield و Midfield میتوانند با یکدیگر همپوشانی داشته باشید.
نام دستهبندی اسپیکر بهتنهایی کافی نیست؛ باید محدوده شنیداری توصیهشده همان مدل را بررسی کرد.
نکته مهم: Nearfield در مانیتورینگ با Near Field فیزیکی دقیقاً یک مفهوم نیست
اینجا یک تفاوت فنی مهم وجود دارد.
اصطلاح Near Field در علم آکوستیک میتواند به ناحیهای بسیار نزدیک به یک منبع صوتی یا Transducer اشاره کند که ساختار میدان صوتی هنوز پیچیده است و رفتار آن با میدان دور تفاوت دارد.
مرز این ناحیه نیز میتواند به فرکانس، اندازه منبع صوتی و ساختار آن وابسته باشد؛ بنابراین از دید آکوستیک نیز نمیتوان همیشه یک فاصله ثابت برای Near Field تعریف کرد. پژوهش منتشرشده در Journal of the Acoustical Society of America نیز نشان میدهد تعیین مرز Nearfield و Farfield یک مبدل صوتی به هندسه منبع، طول موج و معیار اندازهگیری وابسته است.
اما وقتی درباره Nearfield Monitoring صحبت میکنیم، معمولاً منظورمان کاربرد عملیتری است:
شنونده در فاصلهای قرار میگیرد که بتواند سهم زیادی از صدای مستقیم اسپیکر را دریافت کند و اثر اتاق نسبت به حالت شنیدن از فاصله زیاد کاهش پیدا کند.
پس این دو مفهوم به هم مرتبطاند، اما نباید کاملاً مترادف فرض شوند.
در Nearfield چه چیزی متفاوت میشنویم؟
مهمترین تغییر در شنیدن نزدیکمیدان، افزایش نسبت Direct Sound یا صدای مستقیم به صدای بازتابی اتاق است.
صدا ابتدا مستقیماً از اسپیکر به گوش میرسد. بعد از آن، ورژنهایی از همان صدا پس از برخورد با میز، دیوارها، سقف و سایر سطوح به گوش میرسند.
هرچه به اسپیکر نزدیکتر باشیم، صدای مستقیم معمولاً سهم بیشتری در آنچه میشنویم پیدا میکند.
نتیجه میتواند چنین باشد:
جزئیات واضحتر شنیده میشوند.
تصویر استریو و محل قرارگیری سازها دقیقتر قابل تشخیص میشود.
اثر برخی از بازتابهای اتاق کاهش پیدا میکند.
برای رسیدن به SPL مشخص در محل شنیدن، اسپیکر به توان کمتری نیاز دارد.
Genelec در راهنمای انتخاب مانیتورهای خود دقیقاً به اهمیت تعادل میان صدای مستقیم و Reverberant Sound اشاره میکند.
به همین دلیل Nearfield Monitoring در استودیوهای خانگی و میزهای تولید موسیقی بسیار محبوب است.
آیا Nearfield اثر اتاق را حذف میکند؟
خیر.
این یکی دیگر از برداشتهای اشتباه رایج است.
نزدیک شدن به اسپیکر میتواند سهم صدای مستقیم را افزایش دهد، اما اتاق از معادله حذف نمیشود.
مخصوصاً در فرکانسهای پایین، Room Mode، بازتاب از دیوارها و موقعیت اسپیکر و شنونده همچنان میتوانند پاسخ بیس را بهشدت تغییر دهند.
ممکن است هنگام شنیدن در فاصله یک متری، وکال و جزئیات میدرنج بسیار دقیق باشید اما یک فرکانس بیس در محل نشستن شما بیش از حد تقویت یا تضعیف شود.
بنابراین Nearfield جایگزین آکوستیک مناسب نیست؛ فقط میتواند وابستگی شنیدن به بخشی از بازتابهای اتاق را کاهش دهد.
این مسئله یکی از دلایلی است که حتی مانیتورهای حرفهای Nearfield نیز دارای ابزارهای Room Alignment و تنظیمات آکوستیکی هستند. Neumann نیز تأکید میکند که حتی یک مانیتور دقیق، عملکردش به محیط آکوستیکی وابسته است.
Farfield چه تفاوتی ایجاد میکند؟
حالا تصور کنید فاصله شنونده از اسپیکر بیشتر شود.
صدای مستقیم برای طی کردن این فاصله انرژی بیشتری از دست میدهد و در یک اتاق واقعی، صداهای بازتابی نیز به تجربه شنیدن اضافه میشوند.
در این شرایط، چیزی که میشنوید بیش از قبل حاصل ترکیب اسپیکر + اتاق است.
Farfield Monitoring معمولاً در فضاهایی استفاده میشود که سیستم صوتی برای ایجاد SPL کافی در فاصله بیشتر طراحی شده و آکوستیک اتاق نیز بهصورت جدی کنترل شده است.
در استودیوهای بزرگ ممکن است Main Monitorهای بزرگ برای همین هدف استفاده شوند. Genelec نمونههایی از Main Monitorهای حرفهای را برای کار در اتاقهای متوسط و بزرگ و فاصلههای شنیداری طولانیتر ارائه میکند.
در برخی سیستمهای بسیار قدرتمند حرفهای حتی فاصله شنیدن میتواند از 10 متر نیز فراتر رود؛ برای مثال Genelec درباره S360A امکان استفاده در شرایطی با فاصله شنیداری بیش از 10 متر را ذکر میکند.
این مثال بهخوبی نشان میدهد چرا نمیتوان Farfield را صرفاً «هر چیزی بیشتر از 2 متر» تعریف کرد.
آیا Farfield یعنی صدای بلندتر و بیس بیشتر؟
معمولاً سیستمهای طراحیشده برای فاصلههای بیشتر Headroom، توان خروجی و حداکثر SPL بیشتری دارند، اما این موضوع تعریف Farfield نیست.
دلیل نیاز به این توان بیشتر ساده است: سیستم باید در فاصله بیشتری همچنان سطح فشار صوتی مناسب و نویز کم ایجاد کند.
مانیتورهای بزرگتر همچنین میتوانند ووفرهای بزرگتر یا تعداد بیشتری درایور داشته باشید و در نتیجه فرکانسهای پایین عمیقتری تولید کند.
اما نمیتوان نتیجه گرفت:
Farfield = بیس بهتر
یا:
Nearfield = بیس ضعیف
برای مثال برخی Nearfield Monitorهای مدرن میتوانند پاسخ فرکانسی و SPL بسیار بالایی ارائه دهند، در حالی که بعضی سیستمهای بزرگ نیز برای عملکرد صحیح به سابووفر یا تنظیم دقیق اتاق وابسته هستند.
اندازه اسپیکر تنها یکی از عوامل است.
چرا نمیتوان هر اسپیکری را خیلی نزدیک گوش داد؟
فرض کنید یک اسپیکر بزرگ سهراهه دارید که ووفر، میدرنج و توییتر آن در نقاط مختلف کابینت قرار گرفتهاند.
در فاصله بسیار کم، ممکن است هنوز خروجی این درایورها در محل گوش به شکل ایدهآل با یکدیگر ترکیب نشده باشد.
در چنین شرایطی ممکن است با جابهجایی سر، تعادل فرکانسی یا تصویر صوتی بیشتر از انتظار تغییر کند.
طراحی Waveguide، فاصله درایورها، Crossover و هممحور یا Coaxial بودن سیستم میتواند روی حداقل فاصله شنیداری مناسب اثر بگذارد.
به همین دلیل است که باید به Recommended Listening Distance سازنده توجه کرد، نه اینکه فقط بر اساس اندازه ظاهری اسپیکر تصمیم گرفت.
یک اسپیکر بزرگ الزاماً فقط Farfield نیست.
برای مثال Genelec مدل 8380A را یک Main Monitor بزرگ با ووفر 15 اینچی معرفی میکند، اما به لطف طراحی Coaxial و کنترل Directivity، حداقل فاصله توصیهشده آن تنها حدود 1.3 متر اعلام شده است.
این مثال تقریباً تمام دستهبندیهای ساده «اسپیکر بزرگ = Farfield» را زیر سؤال میبرد.
نقش Directivity یا جهتدهی صدا چیست؟
یکی از عوامل مهمی که اغلب در بحث فاصله شنیدن نادیده گرفته میشود، Directivity یا الگوی انتشار صدا است.
همه اسپیکرها صدا را به شکل یکسان در اتاق پخش نمیکند.
یک اسپیکر با Directivity کنترلشده میتواند مقدار انرژیای را که به دیوارها، سقف و سطوح اطراف میرسد کاهش دهد و سهم بیشتری از انرژی را به سمت موقعیت شنیداری هدایت کند.
این موضوع میتواند حتی در فاصلههای بیشتر، نسبت صدای مستقیم به بازتابی را بهبود دهد.
Genelec نیز Directivity Control را یکی از ابزارهای کاهش اثر صدای Reverberant اتاق و حفظ Imaging معرفی میکند.
بنابراین فاصله شنیدن را نمیتوان بدون در نظر گرفتن طراحی انتشار صدا بررسی کرد.
Nearfield برای اتاق کوچک چرا انتخاب خوبی است؟
فرض کنید پشت میز کامپیوتر نشستهاید و فاصله شما تا اسپیکرها حدود یک متر است.
در چنین محیطی استفاده از یک سیستم مناسب Nearfield چند مزیت دارد.
نیازی نیست اتاق را با صدای بسیار بلند پر کنید.
صدای مستقیم سهم بیشتری از چیزی که میشنوید دارد.
بازتابهای اولیه معمولاً نسبت به حالتی که چند متر از اسپیکر فاصله دارید کمتر در تصمیمهای شنیداری دخالت میکند.
همچنین ساخت یک Sweet Spot مناسب برای یک نفر نسبتاً سادهتر میشود.
به همین دلیل اسپیکرهای Nearfield برای Home Studio، تولید محتوا، تدوین ویدئو، گیمینگ و سیستم صوتی دسکتاپ بسیار متداول هستند.
Neumann نیز KH 120 II را به دلیل فاصله توصیهشده 1 تا 2 متر مناسب فضاهای کوچک، Home Studio و Editing Suite معرفی میکند.
Farfield برای چه محیطی مناسبتر است؟
اگر فضای شنیدن بزرگ باشد و فاصله شنونده از اسپیکر افزایش پیدا کند، سیستم باید بتواند بدون فشار زیاد، SPL کافی ایجاد کند.
در چنین محیطهایی یک سیستم بزرگتر با Headroom بیشتر و Directivity مناسب میتواند انتخاب منطقیتری باشد.
اما یک شرط بسیار مهم وجود دارد:
هرچه فاصله بیشتر شود، آکوستیک اتاق اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اگر یک سیستم Farfield قدرتمند را در اتاقی با بازتابهای شدید، Room Modeهای کنترلنشده و زمان Reverberation نامناسب قرار دهید، قدرت بیشتر الزاماً به صدای دقیقتر تبدیل نمیشود.
در مقابل، یک سیستم Nearfield کوچک که بهدرستی جایگذاری و کالیبره شده است ممکن است برای تصمیمهای دقیق میکس بسیار قابل اعتمادتر باشد.
پس Farfield را نباید ورژن «حرفهایتر» Nearfield بدانیم.
این دو برای شرایط متفاوت طراحی شدهاند.
Midfield کجای این ماجرا قرار میگیرد؟
بین Nearfield و سیستمهای Main/Farfield معمولاً با مفهوم Midfield روبهرو میشویم.
Midfield Monitor برای فاصلهای بیشتر از بسیاری از Nearfieldها طراحی میشود اما لزوماً به اندازه یک سیستم Main Monitor برای اتاق بسیار بزرگ نیست.
برای مثال Neumann KH 420 بهصورت رسمی برای Midfield و فاصله کاری 1.5 تا 3 متر معرفی شده است.
اما این مثال یک نکته مهم را دوباره نشان میدهد:
محدودههای Nearfield و Midfield میتوانند همپوشانی داشته باشید.
بنابراین بهتر است Nearfield، Midfield و Farfield را یک طیف ببینیم، نه سه جعبه با مرزهای کاملاً ثابت.
فاصله مناسب از اسپیکر را چگونه پیدا کنیم؟
بهترین نقطه شروع مشخصات همان اسپیکر است.
اگر سازنده Recommended Listening Distance ارائه کرده، ابتدا آن محدوده را مبنا قرار دهید.
سپس شرایط واقعی اتاق را بررسی کنید.
در یک سیستم استریو، یکی از متداولترین چیدمانها این است که دو اسپیکر و محل نشستن تقریباً یک مثلث متساویالاضلاع تشکیل دهند.
Genelec برای ستاپ استریو زاویه حدود 60 درجه میان اسپیکرهای چپ و راست از دید شنونده را توصیه میکند و هر دو اسپیکر باید به سمت موقعیت شنیدن جهت داده شوند.
بعد از آن باید به صدا گوش دهید و در صورت امکان اندازهگیری انجام دهید.
اگر با حرکت کوچک سر، مرکز تصویر استریو بهشدت تغییر میکند، ممکن است زاویه یا فاصله مناسب نباشد.
اگر بیس در محل نشستن بسیار زیاد یا کم است، احتمال دارد موقعیت اسپیکر یا شنونده نسبت به مودهای اتاق نامناسب باشد.
اگر برای رسیدن به ولوم موردنیاز مجبور هستید اسپیکر را دائماً نزدیک حداکثر توانش استفاده کنید، ممکن است سیستم برای آن فاصله یا اندازه اتاق کوچک باشد.
آیا نزدیکتر نشستن همیشه بهتر است؟
خیر.
نزدیک شدن بیش از حد نیز میتواند مشکل ایجاد کند.
ممکن است فاصله برای ترکیب صحیح خروجی درایورها کافی نباشد.
ممکن است تصویر استریو بیش از حد باریک یا حساس شود.
نویز داخلی بعضی اسپیکرها در فاصله بسیار کم بیشتر قابل شنیدن باشد.
همچنین برای یک مانیتور بزرگ، قرار گرفتن بیش از حد نزدیک ممکن است تجربه شنیداری موردنظر طراح را ایجاد نکند.
بنابراین هدف این نیست که «تا جای ممکن نزدیک» بنشینیم.
هدف رسیدن به فاصلهای است که اسپیکر برای آن طراحی شده و در آن ترکیب مناسبی از Imaging، پاسخ فرکانسی، SPL و اثر اتاق ایجاد میشود.
آیا دورتر نشستن صحنه صوتی را بهتر میکند؟
گاهی بله، اما نه همیشه.
با افزایش فاصله ممکن است صحنه صوتی بزرگتر و یکپارچهتر به نظر برسد و خروجی چند درایور بهتر با یکدیگر ترکیب شود.
اما همزمان سهم بازتابهای اتاق نیز افزایش پیدا میکند.
در نتیجه اگر اتاق آکوستیک مناسبی نداشته باشد، دورتر نشستن میتواند وضوح تصویر استریو را کاهش دهد.
بنابراین «Soundstage بزرگتر» و «دقت بیشتر» الزاماً یک چیز نیستند.
Nearfield برای موسیقی بهتر است یا Farfield؟
جواب به کاری که میخواهید انجام دهید بستگی دارد.
اگر پشت میز کار میکنید، استودیوی خانگی دارید، تدوین انجام میدهید یا میخواهید جزئیات میکس را در فاصله کم بررسی کنید، Nearfield معمولاً انتخاب منطقیتری است.
اگر اتاق بزرگ، فاصله شنیداری بیشتر و سیستم صوتی قدرتمندی دارید و میخواهید موسیقی را در مقیاس بزرگتر تجربه کنید، Midfield یا Main/Farfield میتواند مناسبتر باشد.
در استودیوهای حرفهای حتی ممکن است هر دو سیستم وجود داشته باشید.
Nearfield برای بررسی جزئیات و تصمیمهای نزدیک.
Main Monitor برای بررسی Scale، Dynamics، Low-End و رفتار کلی میکس در سطح بالاتر.
Genelec نمونهای از چنین محیطهایی را معرفی کرده که در آن علاوه بر سیستم مانیتورینگ اصلی، یک متصل Main Farfield Monitor نیز برای Full-Range Monitoring استفاده شده است.
آیا هدفون نوعی Nearfield Listening است؟
از نظر تجربه روزمره شاید وسوسه شویم بگوییم هدفون «خیلی Nearfield» است، اما از نظر سیستم پخش بهتر است این دو را یکی ندانیم.
هدفون مستقیماً کنار گوش قرار میگیرد و تقریباً تعامل اسپیکر با اتاق را ندارد.
اما نحوه ایجاد Stereo Image، تعامل دو گوش با دو کانال و نقش سر و گوش خارجی در هدفون با اسپیکر متفاوت است.
Nearfield Monitor همچنان یک سیستم اسپیکر در یک فضای واقعی است و صدای دو اسپیکر به هر دو گوش میرسد.
بنابراین هدفون جایگزین دقیق یک سیستم Nearfield نیست.
چند تصور اشتباه درباره Nearfield و Farfield
«هر اسپیکر کوچک Nearfield است.»
خیر. ابعاد میتواند نشانهای از کاربرد باشد اما طراحی و فاصله توصیهشده مهمتر است.
«هر اسپیکر بزرگ Farfield است.»
خیر. برخی Main Monitorهای بزرگ به لطف طراحی مناسب میتوانند در فاصله نسبتاً نزدیک نیز عملکرد صحیح داشته باشید.
«Nearfield یعنی اتاق دیگر مهم نیست.»
خیر. اثر اتاق کاهش پیدا میکند اما مخصوصاً در بیس همچنان بسیار مهم است.
«Farfield صدای حرفهایتری دارد.»
نه لزوماً. حرفهای بودن به تناسب سیستم با محیط و کاربرد بستگی دارد.
«یک عدد ثابت فاصله برای همه اسپیکرها وجود دارد.»
خیر. بهترین مرجع، مشخصات سازنده و اندازهگیری در محیط واقعی است.
Nearfield یا Farfield، کدام را انتخاب کنیم؟
اگر فاصله شما از اسپیکر حدود فاصله یک میز کار است، اتاق کوچکی دارید و بیشتر یک نفر در Sweet Spot قرار میگیرد، یک سیستم Nearfield احتمالاً منطقیترین انتخاب است.
اگر فاصله شنیدن بیشتر است، فضای بزرگتری دارید و به SPL بالاتر یا پوشش وسیعتر نیاز دارید، باید به سیستمهایی فکر کنید که برای Midfield یا Main Monitoring طراحی شدهاند.
اما تصمیم نهایی را فقط بر اساس متر، اندازه ووفر یا توان وات نگیرید.
چهار سؤال مهمتر وجود دارد:
اسپیکر برای چه فاصلهای طراحی شده است؟
در فاصله موردنظر چه SPLای میتواند با نویز پایین تولید کند؟
Directivity آن چگونه با اتاق تعامل دارد؟
اتاق در محل شنیدن چه تغییری در پاسخ صدا ایجاد میکند؟
پاسخ این چهار سؤال بسیار بیشتر از برچسب ساده Nearfield یا Farfield به شما کمک میکند.
سوالات متداول درباره Nearfield و Farfield
تفاوت اصلی Nearfield و Farfield چیست؟
در Nearfield شنونده نسبتاً نزدیک اسپیکر است و صدای مستقیم سهم بیشتری از تجربه شنیدن دارد. در فاصلههای بیشتر، نقش بازتابها و آکوستیک اتاق معمولاً افزایش پیدا میکند.
فاصله مناسب برای Nearfield چند متر است؟
عدد ثابت و عمومی وجود ندارد. بسیاری از Nearfield Monitorها برای فاصله حدود 1 تا 2 متر طراحی شدهاند، اما مقدار دقیق باید از مشخصات سازنده همان مدل بررسی شود. برای مثال Neumann برای KH 120 II فاصله توصیهشده 1 تا 2 متر اعلام کرده است.
Midfield چیست؟
Midfield حد میدرنج میان کاربردهای Nearfield و سیستمهای بزرگتر است. معمولاً برای اتاق و فاصله متوسط طراحی میشود، اما مرز آن با Nearfield کاملاً ثابت نیست.
آیا Nearfield برای اتاق کوچک بهتر است؟
در بسیاری از موارد بله، زیرا شنونده میتواند صدای مستقیم بیشتری دریافت کند و نیاز به SPL بسیار بالا کاهش مییابد. بااینحال آکوستیک اتاق، خصوصاً در فرکانسهای پایین، همچنان مهم است.
آیا اسپیکر Farfield کیفیت صدای بیشتری دارد؟
نه. Farfield یک نوع شرایط طراحی و شنیدن است، نه رتبه کیفیت. یک Nearfield Monitor حرفهای میتواند بسیار دقیقتر از یک سیستم بزرگ نامناسب باشد.
آیا میتوان اسپیکر معمولی را بهصورت Nearfield استفاده کرد؟
گاهی بله، اما باید مطمئن شد که فاصله کم با طراحی اسپیکر سازگار است. حداقل فاصله لازم برای یکپارچه شدن خروجی درایورها، Directivity و نویز دستگاه میتوانند در این تصمیم مؤثر باشید.
کلام آخر
تفاوت Nearfield و Farfield را نباید فقط با متر اندازه گرفت.
Nearfield یعنی شرایطی که در آن شنونده نزدیکتر به اسپیکر قرار دارد و صدای مستقیم نقش پررنگتری در تجربه شنیدن پیدا میکند.
با افزایش فاصله، تعامل اسپیکر و اتاق اهمیت بیشتری پیدا میکند و سیستم برای حفظ SPL، وضوح و کنترل مناسب باید برای چنین شرایطی طراحی شده باشد.
اما مرزی مانند «2 متر» یا «5 متر» که برای تمام اسپیکرها صدق کند وجود ندارد.
یک Nearfield Monitor ممکن است در 1 متر بهترین عملکرد خود را ارائه دهد، مدل دیگری در 2 متر و یک سیستم حرفهای بزرگ حتی در چندین متر همچنان دقیق باقی بماند.
بنابراین سؤال درست این نیست که:
Nearfield بهتر است یا Farfield؟
سؤال بهتر این است:
برای این اسپیکر، این اتاق و این فاصله شنیداری، کدام شرایط صدای دقیقتر و مناسبتری ایجاد میکند؟
















پاسخگوی سوالات شما هستیم
دیدگاهی وجود ندارد!