هوش مصنوعی در Ironheart: بازآفرینی خاطرات یا تله عاطفی؟

بررسی هوش مصنوعی در Ironheart و بازسازی هویت

هوش مصنوعی در Ironheart، اسپین آف Black Panther: Wakanda Forever از مارول، بیشتر از آنچه که طرفداران MCU حدس بزنند، با Do Androids Dream of Electric Sheep? اثر آیزاک آسیموف شباهت دارد. سوال اساسی این است: آیا یک ماشین واقعاً می‌تواند احساس کند یا انسان باشد؟ در این سریال دیزنی پلاس، قهرمان جوان، ریری ویلیامز، شبیه تونی استارک، بهترین دوستش ناتالی را از طریق هوش مصنوعی احیا می‌کند. پیامدهای این کار به سرعت ابعاد گسترده‌ای پیدا می‌کند. ناتالی می‌تواند صحبت کند، به خاطر بیاورد، یک شکل هولوگرافی واقعی را به نمایش بگذارد و درست مانند یک انسان واقعی با افراد تعامل داشته باشد — اما به معنای سنتی «زنده» نیست.

در حالی که ایدهٔ یک همراه مصنوعی مدت‌هاست که جزء اصلی داستان‌های علمی تخیلی بوده، همتای واقعی آن در دنیای امروز با بحث‌های شدید همراه است. جدیدترین اشکال چت‌بات‌های هوش مصنوعی مولد، آماده‌اند تا صنایع را زیر و رو کنند، مشاغل را حذف کنند و اطلاعات نادرست را گسترش دهند. هالیوود به طرز ناشیانه‌ای به این موضوع واکنش نشان داده است. فیلم‌هایی مانند The Creator (2023) و فیلم اکشن Atlas با بازی جنیفر لوپز در نتفلیکس، روند رو به رشدی از روایت‌های طرفدار هوش مصنوعی را از استودیوهایی با سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در این فناوری و منافعی که در پذیرش آن دارند، منعکس می‌کنند.

Ironheart نیز تلاش دیگری برای بهبود چهره این فناوری است. آنچه باعث نگرانی من می‌شود این نیست که بینندگان ممکن است این نمایش مارول را تماشا کنند و به کامپیوترهای خود پناه ببرند تا با یک بدل انسانی که توسط ChatGPT تغذیه می‌شود، پیوند برقرار کنند، بلکه این است که مردم همین حالا هم این کار را برای عزیزان از دست رفتهٔ خود انجام می‌دهند. Ironheart، که به نظر می‌رسد دیزنی آن را برای مخاطبان گسترده طراحی کرده است، با این واقعیت کنونی دست و پنجه نرم نمی‌کند.

چند سال قبل از وقایع نمایش، ریری شاهد بود که یک تیرانداز در حال رانندگی، پدر و بهترین دوستش را به قتل رساند. ریری که هنوز در حال پردازش این مرگ‌ها است، در حال پیاده‌سازی یک رابط هوش مصنوعی در لباس خود است که پس از اینکه در طول این فرآیند به خواب می‌رود، همتای دیجیتالی ناتالی از طریق یک نقص سایبرنتیکی در حالی که قهرمان داستان در حال دیدن رویای بهترین دوست درگذشته‌اش است، متولد می‌شود. در ابتدا، او از اینکه یک کامپیوتر شکل ناتالی را به خود می‌گیرد، می‌ترسد و نگران است. اما با گذشت زمان، ناتالی هوش مصنوعی به یک مکانیزم مقابله برای ریری تبدیل می‌شود تا با قتل‌ها کنار بیاید، رویدادی که او را به ایجاد اولین لباس خود به عنوان وسیله‌ای برای محافظت سوق داد.

اگرچه ریری به طرز دردناکی آگاه است که ناتالی که برایش عزاداری می‌کند مرده است و او در حضور همتای هوش مصنوعی او قرار دارد، اما همچنان مکانیزمی است که به ریری کمک می‌کند تا با مرگ او کنار بیاید و در نهایت از آن التیام یابد. هیچ‌کدام از این‌ها دور از ذهن به نظر نمی‌رسد. تیراندازی‌های شیکاگو در زندگی واقعی خیلی زیاد اتفاق می‌افتد و استفاده از ChatGPT به آسانی ارسال پیامک است. اما این یک مسیر تاریک برای مارول است که به طور اتفاقی آن را دیزنی‌وار کند. در حال حاضر مواردی وجود دارد که افراد با ChatGPT مانند یک دوست پیامک می‌فرستند، گزارش‌هایی از نوجوانان و بزرگسالانی که دچار توهم می‌شوند و برای یافتن پاسخ یا راهنمایی به ChatGPT مراجعه می‌کنند.

OpenAI با مواجهه با پشیمانی فزاینده از کسانی که برای یافتن آرامش به هوش مصنوعی روی آورده‌اند، مجبور شده است به مغالطه‌های ساخته خود اعتراف کند. این شرکت در اوایل سال جاری، در ایمیلی به The Star، اعلام کرد که تشخیص می‌دهد «ChatGPT می‌تواند نسبت به فناوری‌های قبلی پاسخگوتر و شخصی‌تر باشد، به ویژه برای افراد آسیب‌پذیر ما در تلاش هستیم تا راه‌هایی را که ChatGPT ممکن است ناخواسته رفتار منفی موجود را تقویت یا تشدید کند، درک و کاهش دهیم.»

هوش مصنوعی مولد قطعاً در جامعه جایگاهی دارد، به ویژه هنگامی که برای کاهش کارهای طاقت‌فرسا، کمک به جایگزینی نکردن، یا حتی حمایت از پیگیری عدالت استفاده می‌شود. در یک پرونده پیشگامانه که توسط رسانه محلی ABC 15 گزارش شده است، یک خانواده آریزونایی از یک نسخهٔ هوش مصنوعی تولید شده از عزیز درگذشتهٔ خود برای ارائه اظهارات تأثیر قربانی خود در دادگاه استفاده کردند. کریس پلکی، یک کهنه‌سرباز 37 ساله ارتش و ماهیگیر مشتاق، در یک حادثهٔ مشکوک به خشم جاده‌ای در 22 آبان 1400 کشته شد. Rolling Stone گزارش می‌دهد که این اولین نمونهٔ شناخته شده از استفاده از هوش مصنوعی برای ارائهٔ اظهارات تأثیر قربانی در یک دادگاه ایالات متحده است.

در نهایت، ریری قصد دارد از لباس خود برای اجرای عدالت استفاده کند، و اگر هوش مصنوعی ابزاری باشد که این کار را آسان‌تر و کارآمدتر می‌کند، استدلال در مورد سودمندی آن دشوار است. اما این یک چاقوی سوئیسی نیست که بتواند وضعیت انسان را اصلاح کند.

در ادامه Ironheart، مادر ریری با ناتالی ملاقات می‌کند و پس از اطلاع از اینکه او یک هوش مصنوعی است، با او وارد گفتگو می‌شود و از اینکه ریری چقدر دقیق توانسته است «روح او را تسخیر کند» شگفت‌زده می‌شود. برای من سخت بود که باور کنم مادری داغدار به این راحتی یک بدل دیجیتالی را بپذیرد و با آن تعامل کند. اما از آنجایی که این MCU است، این نوع جهش را به راحتی می‌توان نادیده گرفت. همان شب، مادر ریری می‌پرسد که آیا می‌تواند یک نسخهٔ هوش مصنوعی از شوهر مرحومش ایجاد کند. ریری پاسخ می‌دهد که نمی‌تواند، او نمی‌داند چگونه، اما اعتراف می‌کند که اگر می‌توانست، این کار را می‌کرد.

ریری، ذهن علمی پشت هوش مصنوعی، مرزها و خطرات بالقوهٔ آن را درک می‌کند، در حالی که مادرش که فاقد آن تخصص است، از نظر عاطفی در برابر آنچه که واقعی به نظر می‌رسد آسیب‌پذیر است. اما حتی یکی از باهوش‌ترین شخصیت‌های دنیای سینمایی مارول نیز در نهایت فریب جذابیت بازگرداندن بهترین دوستش را می‌خورد، علی‌رغم اینکه بهتر می‌داند. این رفتار یک قهرمان نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فردی است که در حال گذراندن مراحل سوگواری است. چیزی که یک گفتگو، صمیمیت یا منطق نمی‌تواند آن را درمان کند. اما اگر این عصایی برای تکیه دادن کسی به باهوشی ریری باشد، چه چیزی مانع از آن می‌شود که کسی باور نکند هوش مصنوعی نمی‌تواند همین کار را برای آن‌ها انجام دهد؟