آنچه خواهید خواند
نقد و بررسی بازی ددپول VR مارول، تجربهای پر از هرجومرج
نقد و بررسی بازی ددپول VR مارول نشان میدهد که دو دقیقهٔ ابتدایی آن، چکیدهای تمامعیار از فانتزی قدرت این ضدقهرمان است. گیمر در بدن «مزدور پرحرف» از خواب بیدار میشود، در حالی که روی صندلی شاگرد یک کامیون نشسته است.
راننده تقریباً از سر تا پا با نوارچسب بسته شده و فرمان را در دست گرفته و صدای نامفهومش مدام در گوش چپ گیمر میپیچد. کنار صندلی، یک کیف باز قرار دارد و با دراز کردن دست مجازی، میتوان خوراکیهای هلههوله را برداشت و خورد. در تمام این مدت، ددپول مدام با تلفن صحبت میکند. گیمر، مانند راننده، نمیتواند حرکت کند. فقط میتواند آنجا بنشیند، هلههوله بخورد و با خرتوپرتهای روی داشبورد ور برود تا زمانی که بازی تصمیم بگیرد او را رها کرده و به صحنهٔ بعدی برود.
پیشنهاد مطالعه
آغازی پرآشوب در دنیای ددپول
این مقدمهچینی عجولانه با رگباری از شوخیهای جنسی، ارجاعات فرهنگ عامه با حالوهوای نسل Z و نظراتی که دیوار چهارم را درباره توسعه بازی میشکنند، دنبال میشود. نیل پاتریک هریس، بازیگر، هرکدام از این طعنهها را با ظرافت و اشتیاق کسی بیان میکند که انگار برای کل کار 200 دلار دستمزد گرفته است.
صدای هریس در اینجا، بهجای آنکه یادآور شخصیت بارنی استینسون در سریال «آشنایی با مادر» باشد، بیشتر شبیه کسی است که صرفاً در حال گذراندن این موقعیت است و ترجیح میدهد وقت گرانبهایش را صرف هر کار دیگری کند.
گیمپلی سریع و مکانیکهای مبارزه
این ورژن واقعیت مجازی از شخصیت مارول، همچنین اوج آن چیزی است که از این رسانه انتظار میرود. گیمر در محیط میدود، شلیک میکند، اعضای بدن دشمنان را قطع میکند، منفجر میکند، لگد میزند و روی اوباش یکی پس از دیگری میپرد.
صفحه شروع بازی سه گزینه برای تنظیمات ارائه میدهد که بر اساس تحمل گیمر برای حرکت با یک هدست VR روی سر طراحی شدهاند. تجربه با گزینهای که کمترین محدودیتها و تنظیمات دسترسی را داشت، نشان میدهد که برای افراد ناآشنا، این تجربه باید مانند جهنم باشد؛ سر مدام در همه جهات حرکت میکند و حرکات شامل همهچیز از دویدن روی دیوار گرفته تا سُر خوردن روی زمین و پریدن در هوا برای زدن یک لگد پرنده به نزدیکترین دشمن است.
با این حال، این تجربه حس خوبی دارد. مبارزات در بازی Deadpool VR مارول بسیار لذتبخش است. استفاده از تمام قابلیتهای بیشماری که در اختیار گیمر قرار دارد، بهسرعت اعتیادآور میشود، زیرا بازی دارای یک سیستم امتیازدهی است که در آن «بازی با استایل» با انیمیشن جذاب و ضریبهایی برای پول پاداش داده میشود.
این پول را میتوان برای خرید سلاحها و لباسهای بیشتر برای ددپول خرج کرد. شاید گویاترین عنصر این مکانیک این واقعیت باشد که گیمر همهٔ این کارها را برای افزایش تعداد بینندگان خود انجام میدهد، زیرا اقدامات ددپول بهصورت آنلاین استریم میشود. هرچه ضریبهای بیشتری روی صفحه ظاهر شود، نظرات بیشتری از سوی بینندگان جعلی یک پلتفرم استریم در کنار آنها نمایش داده میشود.
نقاط ضعف، از کاتسینها تا لحن سینمایی
اما این اکشن پرهیجان مدام با کاتسینها قطع میشود؛ کاتسینهایی که البته قابل رد کردن هستند. گیمر مدام به صندلی شاگرد بازمیگردد و توسط شخصیتهای مارول که اغلب غیرقابل تشخیص هستند، احاطه میشود و جایی برای رفتن ندارد.
مقدمهچینی در بازیها میتواند یک نفرین باشد، اما در واقعیت مجازی، نوعی دیگر از عذاب است. ایستادن در جای خود با دستهای افتاده در کنار بدن، در حالی که شخصیتها دربارهٔ موضوعات بیاهمیت صحبت میکنند، تنها باعث میشود فرد بخواهد به سرگرم کردن بینندگان جعلی بازگردد حتی اگر این به معنای تماشای پوشیده شدن چشمانش با خون مصنوعی باشد، در حالی که میدود و منتظر است تا بازوی قطعشدهاش بهآرامی دوباره رشد کند تا از صفحهٔ «بازی تمام شد» جلوگیری کند.
در ابتدا، اینطور به نظر میرسید که حالوهوای دنیای سینمایی مارول (MCU) عنصر اصلیای باشد که بازی را غیرقابلتحمل میکند. لحن بازی تفاوت چندانی با فیلمها ندارد، که البته جای تعجب هم نیست. در حالی که کل ویژگی شخصیت کمیکبوکی ددپول غرق شدن در پوچی مداوم و آزاردهنده بودن برای همه اطرافیانش است، این بازی دقیقاً مخاطبی را هدف قرار داده که در دههٔ گذشته با بدلکاریهای سینمایی، شوخیهای بیادبانهٔ تلطیفشده و حضورهای افتخاری بازاریابیمحور تغذیه شده است.
بازتابی از اعتیاد به دنیای آنلاین
این تجربه همچنین به عادات مزمن آنلاین بودن پاسخ میدهد که فرار از آنها روزبهروز سختتر میشود. مهم نیست چقدر دربارهٔ خطرات تسلیم کردن بخشهایی از زندگی به الگوریتمهایی نوشته شود که فقط میخواهند دامنهٔ توجه ما را کوتاه کند؛ به نظر میرسد شکستن این عادت غیرممکن است.
این چرخهای است که در آن فرد به صفحهای خیره میشود که کلیپهای کوتاهی را به او نشان میدهد که هرگز با ارادهٔ خود جستجو نمیکرد و او را مجبور به یادگیری حقایق بیاهمیتی میکند که احتمالاً روز بعد فراموش خواهد کرد. برای درک این موضوع که کار زیادی جز نشستن و مصرف محتوای بیارزش نمیتوان انجام داد تا حق بازی دوباره به دست آید، نیازی به ددپول یا یک هدست VR نیست.
بازی Marvel’s Deadpool VR توسط استودیو Twisted Pixel Games توسعه یافته و توسط Oculus Studios منتشر شده است. این بازی برای هدست متا کوئست 3 در دسترس است.






پاسخگوی سوالات شما هستیم
دیدگاهی وجود ندارد!