مسیر حرفه‌ای پژمان نوزاد از میدان‌های فوتبال تا سیلیکون‌ولی

مسیر حرفه‌ای پژمان نوزاد از میدان‌های فوتبال تا سیلیکون‌ولی

ظهور پژمان نوزاد در اکوسیستم فناوری سیلیکون‌ولی فراتر از یک داستان موفقیت مالی، نمایانگر تحولی بنیادین در ساختارهای سنتی سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital) است.

او که خود را «ناممکن‌ترین سرمایه‌گذار خطرپذیر» می‌نامد، بدون بهره‌مندی از پیش‌زمینه‌های آکادمیک مرسوم مانند مدرک MBA از دانشگاه‌های برتر یا تجربه مهندسی در شرکت‌های غول‌آسا، توانسته است به یکی از تعیین‌کننده‌ترین چهره‌های مرحله بذری (Seed Stage) در جهان تبدیل شود.

نوزاد با تکیه بر غریزه انسانی، قدرت شبکه‌سازی استثنایی و درک عمیق از روان‌شناسی بنیان‌گذاران، مدل جدیدی از سرمایه‌گذاری را تعریف کرده است که در آن «رابطه انسانی» بر «تحلیل‌های داده‌محور سرد» ارجحیت دارد. این گزارش جامع به بررسی جزئیات نادیده و تحلیل عمیق لایه‌های مختلف زندگی او از دوران کودکی در تهران تا مدیریت یکی از موفق‌ترین صندوق‌های سرمایه‌گذاری جهان می‌پردازد.

مسیر حرفه‌ای پژمان نوزاد از میدان‌های فوتبال تا سیلیکون‌ولی

بخش اول: بستر تکوین و ریشه‌های فرهنگی در ایران

پژمان نوزاد در سال 1348 در منطقه تهرانپارس تهران متولد شد. دوران رشد او با تحولات سیاسی و اجتماعی عظیمی گره خورده بود که شخصیت او را به عنوان یک فرد تاب‌آور و منعطف شکل داد. او که فرزند دوران انقلاب 1357 و جنگ ایران و عراق است، در سنین بسیار پایین با مفاهیم سختی و عدم قطعیت آشنا شد.

تحصیل در یک مدرسه آلمانی در تهران که در نهایت به دلیل درگیری‌های سیاسی تعطیل شد، اولین تجربه او از فروپاشی ساختارهای پایدار بود. این تجربه به او آموخت که در دنیای در حال تغییر، تنها ثابت موجود، توانایی فرد برای تطبیق با شرایط جدید است.

در سن 16 سالگی، نوزاد فعالیت خود را در حوزه روزنامه‌نگاری ورزشی آغاز کرد و در 18 سالگی به عنوان مجری و برنامه‌ساز در رادیو ایران، به ویژه در برنامه‌هایی مانند «راه شب»، مشغول به کار شد. این دوران برای او صرفاً یک شغل نبود، بلکه آزمایشگاهی برای یادگیری فنون ارتباطات و مدیریت افکار عمومی بود.

او در این سنین آموخت که چگونه با مخاطبان گسترده ارتباط برقرار کند و اهمیت روایتگری (Storytelling) را در جلب اعتماد مردم درک کرد؛ مهارتی که بعدها در متقاعد کردن بنیان‌گذاران بزرگ برای پذیرش سرمایه او نقش حیاتی ایفا کرد.

فوتبال حرفه‌ای و انضباط نظامی

ورزش فوتبال برای نوزاد فراتر از یک فعالیت فیزیکی، بستری برای یادگیری استراتژی و کار تیمی بود. او به مدت سه سال در سطح حرفه‌ای در ایران فوتبال بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری دست یافت. کسب دو عنوان قهرمانی در رده جوانان با باشگاه استقلال تهران و بازی در تیم «انتظام» در لیگ برتر ایران، و همچنین دعوت به تیم ملی نوجوانان، نشان‌دهنده سطح بالای توانمندی او در رقابت‌های فشرده بود.

دوران خدمت سربازی او نیز با فوتبال گره خورد. او با بازی در تیم ژاندارمری توانست از وظایف دشوار نظامی معاف شود و بر توسعه مهارت‌های ورزشی خود تمرکز کند. این دوره به او آموخت که چگونه میتوان از استعدادهای فردی برای دور زدن محدودیت‌های سیستماتیک و ایجاد موقعیت‌های برد-برد استفاده کرد. او بعدها در مصاحبه‌های خود اشاره کرد که بسیاری از درس‌های رهبری و مدیریت بحران را نه در کلاس‌های درس، بلکه در میدرنج میدان فوتبال و در فشارهای ناشی از مسابقات حساس آموخته است.

بازه زمانی فعالیت / دستاورد در ایران تأثیر بر شخصیت حرفه‌ای
1364-1366 نویسنده ورزشی (سن 16 سالگی) یادگیری قدرت کلمات و تحلیل رقابت
1366-1368 مجری رادیو (برنامه راه شب) توسعه مهارت‌های ارتباطی و شبکه‌سازی اجتماعی
1368-1370 فوتبال حرفه‌ای و ملی نوجوانان ایجاد ذهنیت برنده و انضباط فردی شدید
1370-1371 بازی در تیم ژاندارمری (سربازی) یادگیری استفاده استراتژیک از فرصت‌ها

بخش دوم: مهاجرت و جستجوی «رویای آمریکایی»؛ از آلمان تا سن‌خوزه

در اوایل دهه 1980، خانواده نوزاد به آلمان مهاجرت کردند، اما او به دلیل محدودیت‌های خروج از کشور ناشی از وضعیت نظام وظیفه، سال‌ها دور از آن‌ها در ایران ماند.

پس از اتمام سربازی، او به شهر مانهایم در آلمان رفت و با استفاده از یک بورس تحصیلی ورزشی به فوتبال ادامه داد. با این حال، فضای آلمان برای جاه‌طلبی‌های او کوچک به نظر می‌رسید. برادر او که شیفته فرهنگ آمریکا بود، بارها برای دریافت ویزا اقدام کرده و شکست خورده بود، اما نوزاد با رویکردی متفاوت و با تکیه بر سوابق خبرنگاری خود، توانست نظر مسئول کنسولگری را جلب کرده و ویزای خبرنگاری دریافت کند.

ورود او به ایالات متحده در سال 1992 با تنها 700 دلار دارایی و دانش بسیار محدود از زبان انگلیسی، آغاز دورانی بود که خود آن را «دوره بقا» می‌نامد. او در ابتدا در یک کارواش در سن‌خوزه مشغول به کار شد و به مدت 10 ساعت در روز به شستن ماشین‌ها می‌پرداخت.

نوزاد در این مرحله نیز فلسفه کمال‌گرایی خود را رها نکرد و تلاش می‌کرد تا بهترین کارگر کارواش در مجموعه باشد. سپس به عنوان فروشنده در یک مغازه ماست‌فروشی (Frozen Yogurt) مشغول به کار شد و به دلیل ناتوانی در تأمین هزینه‌های مسکن، در اتاقکی کوچک و زیرشیروانی در بالای همان مغازه زندگی می‌کرد.

این تجربیات زیسته، یعنی انتقال از یک چهره رسانه‌ای و ورزشی در ایران به یک کارگر ساده در آمریکا، فروتنی عمیقی در او ایجاد کرد که بعدها به «فلسفه بنیان‌گذار-محور» او تبدیل شد. او معتقد است که یک سرمایه‌گذار باید بتواند سختی‌های مسیر کارآفرینی را درک کند و این درک تنها از طریق تجربه شخصی فقر و تلاش برای بقا به دست می‌آید.

مسیر حرفه‌ای پژمان نوزاد از میدان‌های فوتبال تا سیلیکون‌ولی

بخش سوم: تولد یک استراتژیست شبکه در قلب سیلیکون‌ولی

استخدام در گالری فرش مدالیون در پالو آلتو، که متعلق به خانواده حمیدی بود، نقطه عطف کلیدی در زندگی حرفه‌ای نوزاد محسوب میشود. او که در ابتدا هیچ تجربه‌ای در فروش فرش نداشت، با اصرار و اعتماد به نفسی که از دوران فوتبال به ارث برده بود، امیر حمیدی را متقاعد کرد تا به او فرصت دهد.

نوزاد به سرعت متوجه شد که فروش فرش در پالو آلتو صرفاً یک مبادله کالا نیست، بلکه راهی برای ورود به حریم خصوصی تأثیرگذارترین افراد جهان است.

او گالری فرش را به یک «باشگاه خصوصی» برای نخبگان تکنولوژی تبدیل کرد. مشتریان او نه خریداران عادی، بلکه شرکای صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر بزرگ مانند Sequoia و Kleiner Perkins و مدیران ارشد شرکت‌هایی مانند Google و PayPal بودند. نوزاد با هوشمندی تمام، فرآیند فروش فرش را به جلسات طولانی چای، گفتگو درباره هنر ایرانی و شنیدن داستان‌های موفقیت این افراد تبدیل کرد.

متدولوژی شبکه‌سازی در میان تار و پود فرش‌ها

نوزاد در گالری مدالیون تکنیک‌هایی را به کار گرفت که بعدها استخوان‌بندی Pear VC را تشکیل دادند:

  • میزبانی رویدادهای شبکه‌ای: او عصرها با جمع کردن فرش‌ها و نصب نمایشگرهای بزرگ، رویدادهای کوکتل برگزار می‌کرد که در آن کارآفرینان جوان و سرمایه‌گذاران با سابقه در فضایی غیررسمی با هم ملاقات می‌کردند.
  • ایجاد اعتماد از طریق آموزش: او با آموزش تاریخچه فرش‌های آنتیک به مشتریان ثروتمند، خود را از یک فروشنده ساده به یک مشاور فرهنگی و فردی معتمد ارتقا داد.
  • خدمات بدون چشم‌داشت: او وقت زیادی را صرف معرفی کارآفرینان به سرمایه‌گذاران می‌کرد بدون اینکه در ابتدا سهمی از معاملات بخواهد. این رویکرد «اول بده و بعد بگیر» باعث شد که او در میان بزرگان جاده سند هیل (Sand Hill Road) به عنوان یک واسطه قدرت (Power Broker) شناخته شود.

در این دوران، او بیش از 8 میلیون دلار فرش فروخت، اما ارزش واقعی که او خلق کرد، دفتری از شماره تلفن‌های افرادی بود که هیچ‌کس دیگری به آن‌ها دسترسی نداشت. داگ لئون، یکی از شرکای ارشد سکویا، به یاد می‌آورد که چگونه نوزاد محیطی ساخته بود که مهاجران و نخبگان در آن احساس راحتی می‌کردند و این فضا بستر بسیاری از معاملات بزرگ قرن بیست و یکم شد.

مسیر حرفه‌ای پژمان نوزاد از میدان‌های فوتبال تا سیلیکون‌ولی

بخش چهارم: شهود در برابر تحلیل

در سال 1999، سعید حمیدی که پتانسیل بالای نوزاد در شناسایی استعدادها را دیده بود، با او شریک شد تا صندوق سرمایه‌گذاری Amidzad Partners را راه‌اندازی کند. نام این صندوق ترکیبی از نام‌های حمیدی و نوزاد بود. نوزاد با سرمایه‌گذاری 200 هزار دلار (که تقریباً کل دارایی او بود)، به عنوان مدیر و جستجوگر اصلی معاملات (Deal Scout) فعالیت خود را آغاز کرد.

اولین موفقیت بزرگ آن‌ها در شرکت Danger رقم خورد. نوزاد پس از ساعت‌ها چانه‌زنی با اندی رابین برای فروش یک فرش، چنان جذب شخصیت و پشتکار او شد که تصمیم گرفت 400 هزار دلار در شرکت او سرمایه‌گذاری کند. او در آن زمان اعتراف کرد که تکنولوژی رابین را به طور کامل درک نمی‌کند، اما به «شخصیت» او ایمان دارد. این شرکت بعدها پایه و اساس سیستم‌عامل اندروید را شکل داد.

پرونده دراپ‌باکس: قدرت فرهنگ و چای ایرانی

داستان سرمایه‌گذاری نوزاد در دراپ‌باکس (Dropbox) نمایانگر ترکیب قدرت شبکه‌سازی و غریزه اوست. او در سال 2007، پس از دیدن ارائه سه دقیقه‌ای درو هوستون و آرش فردوسی در Y Combinator، بلافاصله با آن‌ها تماس گرفت و با صحبت کردن به زبان فارسی با آرش، آن‌ها را به گالری فرش دعوت کرد.

در حالی که بسیاری از سرمایه‌گذاران سنتی به دلیل اشباع بازار ذخیره‌سازی ابری از دراپ‌باکس دوری می‌کردند، نوزاد با پذیرایی از آن‌ها با چای ایرانی و موسیقی سنتی، پیوندی عمیق برقرار کرد. او در کمتر از 72 ساعت جلسه‌ای با سکویا کپیتال ترتیب داد و در نهایت سهمی در دور بذری این شرکت به دست آورد که با ارزش‌گذاری‌های بعدی، سودی معادل 80 میلیون دلار برای آمیدزاد به همراه داشت.

نام شرکت مرحله ورود مبنای تصمیم‌گیری پژمان نوزاد نتیجه نهایی
Danger بذری (Seed) سماجت اندی رابین در خرید فرش فروش به مایکروسافت / تولد اندروید
Dropbox بذری (Seed) درک نیاز شخصی به ذخیره‌سازی فایل عرضه عمومی (IPO) / ارزش میلیارد دلاری
DoorDash روز صفر (Pre-Seed) وسواس عملیاتی تونی شو در لجستیک عرضه عمومی (IPO) / لیدر بازار
Gusto بذری (Seed) شخصیت «مریخی» و متفاوت بنیان‌گذار یونیکورن حوزه منابع انسانی

بخش پنجم: تاسیس Pear VC

در سال 2013، نوزاد به این نتیجه رسید که برای رقابت در سطح جهانی، باید مدل سرمایه‌گذاری فرشته خود را به یک نهاد حرفه‌ای تبدیل کند. او با مار هرشنسون، که یک آکادمیسین برجسته و کارآفرین سریالی بود، شریک شد. این مشارکت از این جهت منحصر به فرد بود که شهود نوزاد را با تفکر ساختاریافته و دانش فنی هرشنسون پیوند می‌زد. آن‌ها ابتدا نام شرکت را Pejman Mar Ventures گذاشتند و سه سال بعد به Pear VC تغییر نام دادند.

فلسفه Pear VC بر اساس سرمایه‌گذاری در «روز صفر» (Day Zero) بنا شده است؛ یعنی زمانی که حتی محصولی وجود ندارد و تنها یک بنیان‌گذار با یک دیدگاه بزرگ در صحنه حضور دارد. این شرکت اکنون بیش از 800 میلیون دلار دارایی تحت مدیریت دارد و در بیش از 300 استارتاپ سرمایه‌گذاری کرده است.

اکوسیستم و برنامه‌های استراتژیک Pear

برخلاف صندوق‌های سنتی که فقط چک می‌کشند، Pear یک کارخانه تولید شرکت است. برنامه‌های اصلی آن‌ها عبارتند از:

  • PearX: یک شتاب‌دهنده فوق‌فشرده 4.5 ماهه که در آن بنیان‌گذاران با شرکای ارشد Pear به صورت هفتگی ملاقات میکنند و به منابع استخدام و بازاریابی دسترسی دارند.
  • Pear Dorm: برنامه‌ای برای شناسایی نوابغ در دانشگاه‌های برتر آمریکا. حدود 49٪ از شرکت‌های پورتفولیوی Pear توسط دانشجویانی تاسیس شده‌اند که از طریق این برنامه شناسایی شده‌اند.
  • Female Founder Circle: جامعه‌ای برای حمایت از مهندسان زن که قصد دارند وارد دنیای کارآفرینی شوند. این برنامه با نرخ پذیرش کمتر از 3٪، یکی از گزینشی‌ترین برنامه‌های حمایتی در سیلیکون‌ولی است.
  • Pear Talent: یک آژانس استخدامی داخلی که به استارتاپ‌های پورتفولیو کمک میکند تا اولین مهندسان و مدیران کلیدی خود را پیدا کند.

مسیر حرفه‌ای پژمان نوزاد از میدان‌های فوتبال تا سیلیکون‌ولی

بخش ششم: فلسفه سرمایه‌گذاری و روان‌شناسی انتخاب بنیان‌گذار

پژمان نوزاد در طی دو دهه سرمایه‌گذاری، مجموعه‌ای از معیارهای ذهنی را توسعه داده است که او را از تحلیلگران مالی متمایز میکند. او به جای تمرکز بر اندازه بازار (TAM) یا متریک‌های رشد اولیه، بر «DNA بنیان‌گذار» تمرکز دارد.

1. بنیان‌گذاران «مریخی» و وسواسی

او معتقد است بهترین کارآفرینان افرادی هستند که گویی از سیاره دیگری آمده‌اند؛ آن‌ها به قدری روی یک مسئله خاص وسواس دارند که تمام زندگی خود را فدای حل آن میکنند. او در تونی شو (بنیان‌گذار DoorDash) این وسواس را دید، زمانی که تونی هنوز خودش شخصاً غذاها را تحویل می‌داد تا مشکلات اپلیکیشن را درک کند.

2. مفهوم «کاپیتان کشتی»

نوزاد به دنبال بنیان‌گذارانی است که «کاپیتان» واقعی باشند؛ یعنی کسانی که حاضرند با کشتی خود غرق شوند اما آن را ترک نکنند. او به شدت با بنیان‌گذارانی که به دنبال خروج سریع (Exit) و کسب ثروت آنی هستند مخالفت میکند و معتقد است اشتیاق برای حل مسئله باید بر اشتیاق برای پول غلبه داشته باشد.

3. ترکیب «پارانویای سالم» و «مهربانی»

او به دنبال افرادی است که در عین اعتماد به نفس بالا، نوعی پارانویا نسبت به اشتباهات خود داشته باشید و مدام تصمیماتشان را بازبینی کند. همچنین، او «مهربانی» را یک مزیت رقابتی می‌داند؛ چرا که معتقد است در بلندمدت، افراد بااستعداد تنها برای رهبرانی کار میکنند که به آن‌ها اهمیت میدهند.

مسیر حرفه‌ای پژمان نوزاد از میدان‌های فوتبال تا سیلیکون‌ولی

بخش هفتم: تأثیرات فرهنگی، جوایز و مسئولیت اجتماعی

پژمان نوزاد به عنوان یک مهاجر موفق، همواره تلاش کرده است تا پلی میان جامعه ایرانی و اکوسیستم جهانی فناوری باشد. او با دریافت مدال افتخار جزیره الیس در سال 2014، به عنوان یکی از مهاجرانی شناخته شد که بیشترین تأثیر را بر جامعه آمریکا داشته‌اند.

دایره بنیان‌گذاران ایرانی (Persian Founder Circle)

او یکی از بنیان‌گذاران اصلی جریانی است که به دنبال تقویت حضور ایرانیان در لایه‌های مدیریتی سیلیکون‌ولی است. برنامه “Persian Founder Circle” در Pear VC، فضایی را فراهم کرده است که در آن چهره‌های برجسته‌ای مانند لیلی سرافان (عضو هیئت مدیره اینستاکارت) و کیوان مهاجر (مدیرعامل SoundHound) به مربیگری کارآفرینان جوان ایرانی می‌پردازند. نوزاد معتقد است که ایرانیان به دلیل سابقه تاریخی در تجارت و فرش، نوعی «هوش مذاکره» ذاتی دارند که در دنیای استارتاپ‌ها یک سلاح مخفی محسوب میشود.

بخش هشتم: فراتر از تکنولوژی؛ حضور در فوتبال انگلستان و شفیلد یونایتد

علاقه نوزاد به فوتبال در سال‌های اخیر به یک فعالیت تجاری استراتژیک تبدیل شده است. او اکنون به عنوان سرمایه‌گذار و عضو هیئت مدیره در باشگاه شفیلد یونایتد (Sheffield United) در انگلستان فعالیت میکند. او همچنین عضو «کمیته مشورتی استراتژیک» این باشگاه است که وظیفه هدایت بلندمدت باشگاه در حوزه‌های حاکمیت، زیرساخت و رشد تجاری را بر عهده دارد.

نوزاد معتقد است مدیریت یک باشگاه فوتبال شباهت‌های زیادی به مدیریت یک صندوق VC دارد: شناسایی استعدادهای جوان در مراحل اولیه، پرورش آن‌ها و ایجاد یک سیستم پایدار برای موفقیت بلندمدت. او از دانش خود در زمینه مقیاس‌پذیری عملیات (Scaling Operations) برای کمک به ارتقای جایگاه شفیلد یونایتد در سطح اول فوتبال انگلستان استفاده میکند.

شبکه‌های اجتماعی پژمان کمانگر:

سایت: https://pear.vc/

اینستاگرام: https://www.instagram.com/pejmannozad?igsh=MWJ0OXh2cWNwcG91dg==

نتیجه‌گیری و افق‌های پیش رو

پژمان نوزاد نمونه‌ای نادر از افرادی است که توانسته‌اند «ناممکن» را به «واقعیت» تبدیل کند. او ثابت کرد که در عصر الگوریتم‌ها، هنوز هم «رابطه انسانی» و «اعتماد» گران‌بهاترین ارز در بازار سرمایه است. موفقیت او در صدرنشینی سه ساله در لیست Midas Seed فوربس، نشان‌دهنده پایداری مدل اوست.

چشم‌انداز آینده او و Pear VC، تمرکز عمیق بر هوش مصنوعی (AI) و بیوتکنولوژی است، حوزه‌هایی که او معتقد است پتانسیل دارند تا زندگی انسان را به شکلی بنیادی‌تر از اینترنت تغییر دهند.

نوزاد با تبدیل شدن از یک کارگر کارواش به یکی از قدرتمندترین سرمایه‌گذاران جهان، نه تنها برای جامعه ایرانی بلکه برای تمام مهاجران و افرادی که از مسیرهای غیرسنتی وارد دنیای حرفه‌ای می‌شوند، یک الگو و راهنما باقی خواهد ماند. میراث او نه در ثروتی که اندوخته، بلکه در هزاران شغلی است که استارتاپ‌های تحت حمایت او خلق کرده‌اند و در فرهنگی است که در آن «مهربانی» و «سرسختی» در کنار هم معنا پیدا میکنند.