آنچه خواهید خواند
کتاب When We Were Real تصویری تکاندهنده از هوش مصنوعی ارائه میکند
اگر همهچیز شبیهسازی باشد چه؟ کتاب When We Were Real تصویری جدید از دنیای هوش مصنوعی نشان میدهد. این ایده که ما در حال زندگی در یک شبیهسازی هستیم، ایده جدیدی نیست. تمام مجموعه فیلم ماتریکس بر همین فرضیه بنا شدهاند و حداقل یک میلیاردر جنجالی نیز بارها این احتمال را مطرح کرده است.
با این حال، همین ایده اساس رمان جدیدی با عنوان When We Were Real اثر داریل گرگوری را تشکیل میدهد. این رمان به بررسی پیامدهای اعلان میپردازد، اعلامی جهانی مبنی بر اینکه همه انسانها در یک شبیهسازی زندگی میکنند که توسط برنامهنویسانی بیاحساس کنترل میشود.
درباره کتاب When We Were Real
کتاب When We Were Real که ظاهری شبیه به یک تریلر دارد، چندان بر خود این رویداد شوکهکننده تمرکز ندارد، هرچند گاهی در آن فلاشبکهایی از واکنشهای شدید مردم دیده میشود، بلکه بیشتر به تجربه و وضعیت انسانها در این واقعیت جدید میپردازد.
داستان بیش از آنکه با خودِ افشای شبیهسازی پیش برود، با سفری در سراسر ایالات متحده با اتوبوسی به نام «کانتربری تور» پیش میرود که به دیدن پدیدههایی غیرممکن و خارقالعاده میرود، پدیدههایی که قوانین جغرافیا و فیزیک را زیر پا گذاشتهاند و همه پس از اعلان به وجود آمدهاند.
از جمله این پدیدهها میتوان به تونلی کاملاً مستطیلی و تاریک در دل یک کوه اشاره کرد که زمان بیرونی را متوقف میکند، چشمههایی که گرانش را به حالت تعلیق درمیآورند، مناظر و رودخانههایی که به طرز عجیبی زاویههای قائم به سمت بالا یا پایین میگیرند (در حالی که گرانش همچنان کج است)، گوسفندانی زنده و بیسر با اسکلتبندی سیمی، و گردبادی یخزده متشکل از تیغههایی تیز شبیه به تیغ اشاره کرد.
مسافران این اتوبوس گروهی از شخصیتها هستند که کمابیش مرحله پذیرش زندگی در شبیهسازی را پشت سر گذاشتهاند. این گروه شامل یک طراح کمیکبوک، یک مهندس بازنشسته بیمار، دو راهبه (که یکی از آنها به دلایل واضحی شدیداً در حال بازنگری در باورهایش است)، یک اینفلوئنسر باردار، یک پادکستر همراه پسرش (که با اکراه در ابتدا همکار پدرش و سپس اینفلوئنسر میشود)، چهار سالمند 80 ساله با رازی پنهان، یک راننده باتجربه و یک راهنمای تور تازهکار که هنوز به شرایط عادت نکرده است میشود.
درگیری با واقعیتی مبتنی بر هوش مصنوعی
هرچند مردم خبر زندگی در شبیهسازی را پذیرفتهاند، اما هنوز در تلاشاند تا مفهوم واقعی این موضوع را درک کنند، به ویژه این احتمال که ممکن است آنها صرفاً برنامههایی پیچیده باشند و درکشان از تاریخ جهان نیز چیزی جز یک سازه برنامهنویسی نباشد که شاید به جای هزاران سال پیش، چند هفته یا چند ماه قبل برنامهریزی شده است.
وقتی «جیلین» به ماجرا اضافه میشود و مهندس را قانع میکند تا به او برای پیوستن به تور کمک کند، همه چیز به شکلی دراماتیک تغییر میکند. جیلین که با هویتی جعلی در سفر حضور دارد، در واقع دانشمندی برجسته است که بر روی پروژهای به نام «جعبه ابزار شیطان» کار میکند، وسیلهای که شاید بتوان از آن برای کنترل یا فرار از این شبیهسازی استفاده کرد.
گروه تحقیقاتی جیلین توسط یک گروه تروریستی به نام «قهرمانان اصلی» به قتل رسیدهاند، گروهی که به معنای واقعی کلمه، باور دارند در یک شبیهسازی زندگی میکنند. آنها معتقدند که هرچند خودشان برنامههایی هوشمند هستند، اما بسیاری از افراد دیگر اطرافشان «NPC» (شخصیتهای غیرقابل بازی در اصطلاح بازیهای کامپیوتری) هستند که میتوان برای کسب امتیاز تجربه آنها را کشت. حالا این گروه همراه با FBI به دنبال جیلین هستند.
نتیجه منطقی هوش مصنوعی عمومی (AGI)
هرچند جیلین و دیگر شخصیتها در واقع هوش مصنوعیهای پیچیدهای در یک شبیهسازی عظیم هستند، اما آنها نیز مانند ما در دنیای واقعی، در حال کار بر روی توسعه هوش مصنوعی عمومی یا AGI هستند. طبق توضیح جیلین، آگاهی از اینکه در یک شبیهسازی زندگی میکنند، سرعت توسعه AGI را به حدی افزایش داده که اکنون توانستهاند از آن برای خلق موجوداتی کاملاً انسانی درون همین شبیهسازی استفاده کنند.
یک شخصیت پیچیده دیگر به نام «آنتی تیم» که موجودی قادر به پرش بین نسخههای مختلف شبیهسازی است، بر پیچیدگی این ماجرا اضافه میکند. به نظر میرسد او توسط شبیهسازها انتخاب شده تا بین شبیهسازیهای مختلف سفر کند و شاید به آنها کمک کند. او ممکن است نسخهای از دختر جیلین باشد. او بارها این داستان را تجربه کرده است، اما پایان آن هرگز برای جیلین یا دخترش خوب نبوده. شاید این سفر یا این نسخه متفاوت باشد.
توصیف پدیدههای غیرممکن بسیار شگفتانگیز است، اما تونل جایی است که شخصیتها بیشترین شناخت را نسبت به خودشان پیدا میکنند. راهبهای که ایمانش را زیر سؤال برده و مشغول نوشتن کتابی درباره آن است، سالها درون تونل سپری میکند و وقتی بیرون میآید، دههها پیرتر شده و دیدگاهی کاملاً جدید پیدا کرده است. برای کسانی که بیرون تونل بودهاند، به سختی زمانی سپری شده است.
یکی از شخصیتها اشاره میکند که اگر این واقعاً یک شبیهسازی است، پس حل مشکلات جهان مانند تغییرات آب و هوایی، گرسنگی یا نابرابری اقتصادی دیگر اهمیت چندانی ندارد. حتی مرگ هم ممکن است مشکل بزرگی نباشد، چون اگر فقط یک برنامه باشید، احتمالاً میتوانید دوباره راهاندازی شوید.
کلام آخر
اگر تصور میکنید این رمان خوانشی سنگین دارد، اینطور نیست. گرگوری داستان را سرگرمکننده، گاهی خندهدار و البته تأملبرانگیز نگه میدارد. لحظات احساسی در داستان وجود دارد و بخش پایانی رمان، آشوبی هیجانانگیز است.
کتاب When We Were Real مانند یک آینه معوج است که جهان به سرعت در حال تغییر ما را بازتاب میدهد. هوش مصنوعی با سرعتی بیسابقه در حال توسعه است و احتمالاً هوش مصنوعی عمومی (AGI) بسیار زودتر از آنچه تصور میکردیم ظهور خواهد کرد. هیچ مدرکی مبنی بر اینکه ما اکنون در یک شبیهسازی زندگی میکنیم وجود ندارد، اما هر روز بیشتر محتمل به نظر میرسد که ما بتوانیم روزی شبیهسازی بزرگی با موجودات هوشمند ایجاد کنیم.





پاسخگوی سوالات شما هستیم
دیدگاهی وجود ندارد!